کرد دانش پایگاه خبری تحلیلی دانشگاه های استان کردستان:: kurddanesh.coM | مدرک گرفته های بیکار

برگزیده های زانست

    مدرک گرفته های بیکار

    چاپفرستادن به ایمیل

     
     
     
    یکی از دانشجویان دانشگاه کردستان می گوید: بازار کار بسیاری از رشته‌ها اشباع شده اما در زمان پذیرش ضرورت استفاده از این حجم بالای فارغ‌التحصیلان نیازسنجی نمی‌شود, بدون در نظر داشتن کیفیت به‌ دنبال کمیت هستند؛ نتیجه این اقدام نیز سیل عظیم مدرک گرفته های بیکار است.
     
    کُرددانش
    به گزارش خبرنگار کُرددانش؛ یکی از مهم ترین وعده های دولت یازدهم، مبارزه با بیکاری و تلاش برای خروج بازار کار از بحران بیکاری بود, هنوز از یاد‌ها نرفته است که حسن روحانی برای پیروزی در انتخابات یازدهم وعده‌های زیادی در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... به مردم داد که شاید یکی از مهم‌ترین آن‌ها وعده اشتغال به تحصیلکرده‌ها و بیکاران بود. 
     
    این در حالی است که دولت یازدهمی‌ها از ابتدای آمدن به پاستور تنها در خصوص بیکاری هشدار می‌دهند و خبری از ارائه راه حل و تحقق وعده‌ها نیست که نیست. 
    برای پیگیری این موضوع سری به دانشگاه کردستان زدیم که نظرات آنها را در ارتباط با وضعیت اشتغال آن هم از نوع تحصیلکرده جویا شویم.
    سارا مقدمی یکی از دانشجویان رشته ریاضی دانشگاه کردستان است می گوید: هر ساله دانشجویان زیادی از دانشگاه‌های مختلف فارغ‌التحصیل می‌شوند، این درصورتی است که بازار کاری برای این همه فارغ‌التحصیل وجود ندارد.
    مقدمی با انتقاد از این عمل می‌گوید: متناسب با بازار کاری که در جامعه وجود دارد، دانشجو پذیرش نمی‌شود.
    این دانشجوی دانشگاه کردستان میگوید:  بازار کار بسیاری از رشته‌ها اشباع شده اما در زمان پذیرش ضرورت استفاده از این حجم بالای فارغ‌التحصیلان نیازسنجی نمی‌شود, بدون در نظر داشتن کیفیت به‌ دنبال کمیت هستند؛ نتیجه این اقدام نیز سیل عظیم مدرک گرفته های بیکار است.
    وی ادامه می دهد: درصد بالایی از دانش‌آموختگان نمی‌توانند در مشاغل مرتبط با رشته تحصیلی خود جذب بازار کار ‌شوند و در نتیجه بیکارند, این گروه به امید یافتن شغل مناسب روی به تحصیلات تکمیلی می‌آورند درحالی‌که حتی پس از پایان تحصیلات تکمیلی نیز نه تنها وضعیت اشتغال بهتر نمی شود بلکه بدتر می شود.
     
    یکی دیگر از دانشجویان خود را ترم آخر رشته کشاورزی معرفی میکند می گوید: جوان امروز نه سرمایه ای دارد که به دنبال کارآفرینی و ایجاد کارخانه یا واحد تولیدی باشد و نه مراکز و سازمان های دولتی امکان جذبش را دارند، به همین دلیل تمام جوانان بیکار هستند.
    ادامه می دهد: به نظرم دولت اصلاً‌ به فکر بیکاری فارغ التحصیلان نیست, ارائه آمار و ارقام و بیان سیاست‌های اشتغال دردی از جوانان دوا نمی‌کند, آنچه برای درد کهنه بیکاری جوانان درمان است تحقق سیاست‌هایی است که هر روز به شکل‌های زیبا بیان می شود.
    این دانشجوی رشته کشاورزی ضمن انتقاد از برنامه های دولت برای حل مشکل بیکاری میگوید: دولت باید به جای سیاست گذاری روی کاغذ، راهکارهای عملیاتی را ارائه دهد, شعار دادن درد بیکاری جوانان را التیام نمیدهد.
     
    یکی دیگر از دانشجویان رشته ریاضی می گوید: وقتی وضعیت فارغ التحصیلان رشته خود را میبینم بیشتر ناامید و دلسرد میشوم خیلی سخت است همه‌ی عمرت را صرف درس و علم و دانشگاه کنی و در نهایت بعد از فارغ التحصیلی بیکار نمانی.
     
    این دانشجوی ترم اخر درباره فراز و نشیب های پیدا کردن شغل میگوید: بعد از کارشناسی یکسال تمام دنبال کار گشتم اما کاری که مرتبط با رشته تحصیلیم باشد پیدا نکردم ارشد شرکت کردم که قبول هم شدم اما امروز نیز که ترم آخر هستم باز شرایط هیچ فرقی نکرده و حتی بدتر هم شده چون هر ترم به تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی و مدرک بدستان بیکار اضافه میشود.
    می گوید: در حال حاضر اولین راهکارم برای نجات از بیکاری و اینکه جلوی خانوادم کمتر شرمنده شوم و جیبم خالی نباشد, مسافر کشی می کنم, یعنی وقت هایی که کلاس و دانشگاه ندارم با ماشین پدرم مسافرکشی میکنم.
    به نظر این دانشجو, کار کردن عار نیست هر چند این شغل سنخیتی با رشته تحصیلیم ندارد اما از بیکاری بهتر است.
    می گوید:  متاسفانه معني كار در جامعه ما يك مقدار فرق کرده, برخي از جوانان ما دنبال كار و شغلي هستند كه يك شبه راه صد ساله طي كنند, كار راحت و بي زحمت با در آمد عالي, بعضي جوانان  ما فکر میکنند کار یعنی دفتر و دستكي راه بياندازند و از صبح تا شب پاي راست را روي پاي چپ بياندازد ( يا بر عكس!!) و با يك تلفن پول پارو كنند و در مدت اندكي صاحب همه چیز شوند که این اصلا درست نیست.
    ادامه می دهد: قبول دارم که امروز رابطه معناداری بین تحصیل و اشتغال وجود ندارد اما نمیشود که دست روی دست گذاشت و منتظر پشت میز نشستن باشیم.
     
     
    کلام آخر
    جمعیت و نیروى کار جوان همواره به عنوان بزرگترین سرمایه‌هاى یک کشور به حساب مى‌آیند و مى‌توانند به عنوان مهم‌ترین پشتوانه توسعه کشور فعالیت کنند به نظر می رسد وقت آن رسیده تا متولیان آموزش عالی کشور از تکیه بر دیوار لرزان آمارهای فریبنده پرهیز کرده و دانشگاه را به مسیر اصلی آن بازگردانند که اولین گام در این زمینه بازنگری در افزایش مراکز آموزشی پرشمار با عناوین مختلف که تحت لوای نام با ارزش و مقدس « دانشگاه» به ماشین های مدرک سازی و ابزار ارتقاء شغلی تبدیل شده اند, جایی که کسب درآمد و اعطای مدارک رنگارنگ در اولویت قرار دارد و «دانش» گاه برای خالی نماندن عریضه محوریت می باید.
     

    آيتم جزئيات

    بازدید ها: 47 l تاریخ ارسال دوشنبه, 18 اسفند 1393 ساعت 10:07 توسط زانست ایران l کد خبری: 4655

    اضافه‌ كردن نظر

    زانست ایران نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
    لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.


    آخرین اخبار سنندج